طرح آتيه فرزندان و والدين
تاریخ انتشار خبر : ۹۱/۱۲/۲۸
قبل از ورود به بحث داستاني را براي شما نقل مي کنم که خالي از لطف نيست. اين داستان را بخوانيد و در آن تامل کنيد:
“بعضى تجار تبريزى، از تهران يا تبريز به قم مى آمدند و طلاب آذربايجانى رابه ميهمانى دعوت مى كردند. يك روز حاج يعقوب ايپكچى(رحمه الله)از تجارمتدين تبريز ساكن در تهران، به قم آمده بود و طلاب را دعوت كرد، من هم درآن جمع بودم، در آن جمع عده بسيارى از علما كه بعضى از آنان از مراجعبودند، حضور داشتند. آن زمان من هم يك طلبه جوان بودم، در آن جلسه مسئلهعلمى اى مطرح شد كه در اطراف اين موضوع، طلاب بحث كردند، كه من وارد بحثشده و گفتم: جواب مسئله اينكه مى گوييد نيست; بلكه جواب اين است. نخست بعضىاز طلاب از اينكه من وارد بحث شدم خوششان نيامد، وليكن كم كم بعضى ازفضلاى جلسه حرف مرا تأييد كردند و اين موجب شد كه ميزبان توجه خاصى به منعنايت كند. خود را به من رسانده و گفت: اگر آقايان رفتند، شما بمان با شماكار دارم! بعد از رفتن كليه افراد، حاج يعقوب(رحمه الله)به نزد من آمد وگفت: ما شاء الله مسلط هستى. دوست دارم اگر حاجتى دارى برايت برآورده كنم. مرحوم ميرزا(رحمه الله)گفتند: ما كه به دنبال حوائج دنيا نبوديم و فقط بهدرس و بحث مشغول بوديم، به او گفتم: سال ها است آرزو دارم حوزه نجف راببينم و در آنجا تحصيل كنم، وليكن امكانات و خرجى راه و استقرار در نجف راندارم. مرحوم ميرزا(رحمه الله)مى گويد: اين تاجر به من قول داد كارهايم راانجام دهد، و در مدت سه روز ضمن تهيه گذرنامه تمام ما يحتاج راه را نيزتهيه كرد. من به عنايت اهل بيت(عليهم السلام)به نجف اشرف سفر كردم و تا نجفبودم اين تاجر متدين گاهى به من عنايت داشت و حتى بعد از بازگشت از نجف هممحبت هاى ايشان نسبت به من ادامه داشت و هر چند وقت يك بار به ديدنم مىآمد، خدا رحمتش كند خيلى خدمت كرد وهم اكنون در قبرستان «ابوحسين» قم مدفونمى باشد. خداوند به واسطه اين تاجر خيرانديش امور ما را مرتب و تأمين نمود.”(سايت وارثون)
اين داستان زندگي فقيه بزرگ عصر ما حضرت آيت الله ميرزا جواد تبريزي(رحمه الله عليه) مي باشد. در اين داستان واقعي کهبرگرفته از زندگي نامه آن بزرگوار است مي بينيم که تاجري مومن و زمان سنجچطور با يک سرمايه گذاري سودي جند برابري کرد. تاجري که نوع و کيفيت سود آنبا سودهاي متداول بازاري تفاوت دارد، تاجري که نوع معامله او با تجار ديگرفرق دارد، تاجري که مي توان گفت با يک معامله پرونده اعمال خود را تاقيامت باز گذلشت.
منظور من از نوشتن اين مطلب همين بود که پدر و مادر ووالدين فرزنداني که استعداد و هوش و تلاش بالايي دارند نيز مي توانند درطرح آتيه شرکت کنند. اين طرح آتيه با طرح هاي آتيه بيمه ها و بانک هايدنيايي فرق دارد، سود اين طرح آتيه هم با نوع سود آنها تفاوت دارد، نوعسپرده گذاري هم فرق دارد، افرادي که از اين طرح هم سود مي برند با هم تفاوتدارند.
در اين طرح آتيه همه سود مي برند از سپرده گذار و والدينش تامردم. والدين عزيزي که در فرزندانشان توانايي علمي مي بينند مي توانند بااين طرح آتيه، فکري به حال آخرت خود و فرزندانشان بکنند، و مسير حرکتفرزنداشان را به سوي دين قرار دهند تا در آينده به درد دين بخورند و واقعابراي يک انسان چه افتخاري مي تواند بالاتر از فقيه شدن باشد، واقعا براي يکانسان چه افتخاري مي تواند بالاتر از ياري رسان دين شدن.
شما والدينعزيز هم مي توانيد مثل آن تاجر سرمايه گذاري کنيد و بدانيد که شما هم درثواب اعمال خير فرزندانتان شريک هستيد، همانطور که آن تاجر در ثواب مکتوباتو آثار آيت الله تبريزي شريک است. پس وقت را مغتنم بشماريد و براي آيندهخود و فرزندانتان، که همان آخرت است تصميم درست را بگيريد و در طرح آتيه شرکت کنيد
محسن جمشیدی


























