ولایت در حرف یا مسئولیت در عمل؟ به قلم دکتر رحمتی



تأملی جدی درباره ترک فعل، محافظه‌کاری و زمین‌ماندن تکالیف
مقدمه
یکی از چالش‌های جدی امروز جامعه ما، نه تقابل آشکار با ارزش‌های دینی، بلکه تعلیق آرام آن‌هاست؛ وضعیتی که در آن، بسیاری از اصول پذیرفته‌شده، نه رد می‌شوند و نه اجرا. این حالتِ میانی، اغلب با واژه‌هایی مانند «مصلحت»، «شرایط خاص»، «نگرانی از تنش اجتماعی» یا «اولویت‌های مهم‌تر» توجیه می‌شود.
مسئله اصلی این‌جاست:
آیا می‌توان به نام ولایت‌مداری، از الزامات عملی آن فاصله گرفت و همچنان خود را در چارچوب وفاداری دینی تعریف کرد؟
۱. فاصله میان گفتار دینی و مسئولیت عملی
قرآن کریم، با صراحت کم‌نظیری، میان سخن و عمل مرز می‌کشد:
«چرا چیزی می‌گویید که به آن عمل نمی‌کنید؟ این کار نزد خداوند سخت ناپسند است.»
(صف، ۲–۳)
این آیه ناظر به یک خطای فردی صرف نیست؛ هشدار درباره ساختارهای دینی‌ای است که در آن‌ها زبان جلوتر از اقدام حرکت می‌کند.
در چنین فضایی، دینداری به بیان مواضع فروکاسته می‌شود و مسئولیت، به آینده‌ای نامعلوم حواله داده می‌شود.
۲. ترک فعل؛ مسئله‌ای جدی‌تر از خطای آشکار
در نگاه دینی، همیشه «انجام کار حرام» کانون توجه نیست؛ گاهی انجام ندادنِ وظیفه، آثار مخرب‌تری بر جامعه می‌گذارد.
امیرالمؤمنین علیه‌السلام هشدار می‌دهند که کنار گذاشتن مسئولیت‌های اجتماعی دین، زمینه را برای گسترش فساد و فشار بر مردم فراهم می‌کند. این نگاه، امروز به‌طور جدی قابل تأمل است؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی که قانون، شرع و مطالبه عمومی هم‌زمان وجود دارد، اما اقدام مؤثر دیده نمی‌شود.
۳. عفاف و حجاب؛ تعویق مستمر به نام تدبیر
عفاف و حجاب در نظام اسلامی، یک توصیه اخلاقی صرف یا موضوع سلیقه‌ای نیست؛ حکم شرعی و قانون رسمی است.
با این حال، اجرای آن سال‌هاست میان تصمیم و تعلیق معلق مانده است.
استدلال رایج این است که برخورد یا اجرای قاطع، ممکن است واکنش اجتماعی ایجاد کند.
اما این پرسش همچنان باقی است:
اگر احتمال واکنش، معیار تعطیلی قانون باشد، کدام قانون اجتماعی از این قاعده مستثنا خواهد ماند؟
در تجربه تاریخی و دینی، عقب‌نشینی در برابر فشار، معمولاً نه به آرامش پایدار، بلکه به مطالبه‌گری بیشتر جریان قانون‌گریز منجر شده است.
۴. معیشت مردم؛ مسئله‌ای فراتر از شعار و وعده
در حوزه اقتصاد و معیشت، مردم بیش از آن‌که با کمبود تحلیل مواجه باشند، با کمبود تصمیم روبه‌رو هستند.
تحریم‌ها واقعیت‌اند، اما همه واقعیت نیستند.
قرآن، مسئولیت اداره جامعه را «امانت» می‌نامد؛ امانتی که فقط به حفظ ساختار قدرت محدود نمی‌شود. امنیت اقتصادی، عدالت در توزیع، مقابله با فساد و تصمیم‌گیری به‌موقع، همگی اجزای این امانت‌اند.
وقتی ملاحظات حاشیه‌ای، ترس از جنجال یا محاسبات کوتاه‌مدت، جای تصمیم‌های شجاعانه را می‌گیرد، نتیجه‌اش فرسایش اعتماد عمومی و فشار مستقیم بر زندگی مردم است.
۵. ولایت فقیه؛ تبعیت کامل یا قرائت حداقلی؟
ولایت فقیه، صرفاً یک موضع نظری یا اعلام وفاداری نیست؛ چارچوبی برای اداره جامعه بر اساس تکلیف شرعی است.
پذیرفتن این چارچوب، به‌معنای پذیرش هزینه‌های آن نیز هست.
نمی‌توان از ولایت سخن گفت، اما در میدان اجرا، فقط بخش‌های کم‌هزینه آن را برگزید.
اطاعت گزینشی، در عمل به نوعی بی‌طرفی منتهی می‌شود؛ و بی‌طرفی در مسائل بنیادین، اغلب به نفع جریان مخالف ارزش‌ها تمام می‌شود.
۶. نقد بدون کنش؛ آفت پنهان گفتمان دینی
نقد، اگر به کنش منتهی نشود، به‌تدریج از ابزار اصلاح به عادت روانی تبدیل می‌شود.
غر زدن، تحلیل‌های تکراری و ابراز نارضایتی بدون پیگیری عملی، نه بار مسئولیت را کم می‌کند و نه مسئله‌ای را حل.
در منطق امیرالمؤمنین علیه‌السلام، علم و آگاهی زمانی ارزش دارد که به اقدام منجر شود؛ وگرنه خودِ آگاهی، تبدیل به حجت علیه انسان می‌شود.
جمع‌بندی
مسئله امروز جامعه، فقدان شعار نیست؛ کمبود شجاعت در عمل است.
نه دین با تعلیق زنده می‌ماند، نه جامعه با تصمیم‌های نیمه‌تمام سامان می‌گیرد.
اجرای قانون، قربانی مصلحت‌سنجی دائمی شده
تکلیف شرعی، پشت نگرانی‌های سیاسی پنهان می‌شود
و مردم، هزینه این تعویق‌ها را در زندگی روزمره می‌پردازند
اگر قرار است بهایی پرداخت شود،
پرداخت آن در مسیر حق، کم‌هزینه‌تر از تعویق مستمر حقیقت است

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *