نگذارید اصالت دفاع مقدس به تحریف کشیده شود/یادداشت یک راوی دفاع مقدس



دفاع مقدس را نمی‌شود با هر تصویری روایت کرد؛
چرا که دفاع مقدس فقط یک «سوژه» برای طراحی، تبلیغات و تولید محتوای بصری نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی، هویت و باور یک ملت است.
این چند خط را نه از سر گلایه، بلکه از سر دلسوزی می‌نویسم؛ از زبان کسی که افتخار داشته است بیش از ۱۹ ماه از ناب‌ترین روزهای جوانی خود را در دوران دفاع مقدس و در کنار رزمندگان سپری کند.
آن روزها را دیده‌ایم، با آن نفس کشیده‌ایم، خاکریزها را لمس کرده‌ایم و هنوز صدای آن روزها در گوشمان مانده است.
برای همین، وقتی امروز تصویری از جبهه و جنگ می‌بینیم، ناخودآگاه دنبال همان حقیقتی می‌گردیم که روزگاری با تمام وجود لمسش کردیم.
دفاع مقدس ما خاکی بود، نه رؤیایی؛ ساده بود، نه پرزرق‌وبرق؛ واقعی بود، نه اغراق‌آمیز.
رزمنده‌ای را به یاد می‌آوریم با همان لباس خاکی بسیجی؛
با صورتی آفتاب‌سوخته و دستانی پینه‌بسته؛
با یک کوله ساده، یک قمقمه، یک سجاده و دلی پر از ایمان.
به یاد می‌آوریم پرچم‌های «یا زهرا(س)» را که در کنار خاکریزها برافراشته می‌شد؛
سربندهایی که با عشق بسته می‌شد؛
چفیه‌هایی که فقط یک نماد نبودند، بلکه بخشی از زندگی رزمنده بودند؛
و خاکریزهایی که گاهی با چند تخته شکسته و امکاناتی بسیار اندک، به پناهگاه ایمان و مقاومت تبدیل می‌شدند.
گاهی روی همان تخته‌های ساده، با دست‌خطی بی‌پیرایه، جمله‌ای از امام(ره) یا شعاری امیدبخش برای رزمندگان نوشته می‌شد.
همین سادگی‌ها زیبا بود.
زیبایی دفاع مقدس در تجهیزات عجیب و صحنه‌های سینمایی نبود؛
در ایمان آدم‌هایی بود که با کمترین امکانات، بزرگ‌ترین حماسه‌ها را آفریدند.
زنگ خطر برای روایتگران امروز
امروز که قرار است برای دفاع مقدس بنر طراحی کنیم، پوستر بسازیم، فیلم تولید کنیم یا تصویری برای نسل جوان ارائه دهیم، باید یک لحظه درنگ کنیم و از خود بپرسیم:
آیا آنچه می‌سازیم، بازتاب واقعیت دفاع مقدس است یا تصویری است که ما دوست داریم از جنگ ساخته شود؟
مرز میان «بازآفرینی هنری» و «تحریف تاریخی» بسیار باریک است.
قرار نیست برای زیباتر شدن یک بنر، چهره جنگ را آن‌چنان آرایش کنیم که دیگر نشانی از واقعیت آن باقی نماند.
قرار نیست رزمنده‌ای را که با لباس خاکی، صورت خسته و امکانات محدود در خاکریز ایستاده بود، به شخصیتی کاملاً رویایی و دست‌نیافتنی تبدیل کنیم.
قرار نیست فضای جبهه را با نورپردازی‌های اغراق‌آمیز، افکت‌های غیرواقعی، تجهیزات نامتناسب با زمان، لباس‌های اشتباه و صحنه‌هایی که هرگز وجود نداشته‌اند، بازسازی کنیم.
دفاع مقدس آن‌قدر بزرگ هست که برای تأثیرگذاری، نیازی به اغراق ندارد.
اجازه ندهیم واقعیت، قربانی زیبایی شود
هنر ارزشمند است؛ طراحی ارزشمند است؛ فناوری و جلوه‌های بصری نیز می‌توانند در انتقال مفاهیم دفاع مقدس نقش مؤثری داشته باشند.
اما یک اصل را نباید فراموش کنیم:
زیبایی نباید حقیقت را قربانی کند.
اگر قرار است تصویری از جبهه طراحی شود، لباس رزمنده باید با همان دوره تاریخی همخوانی داشته باشد؛
سلاح و تجهیزات باید متعلق به همان زمان باشد؛
چهره‌ها و فضای جغرافیایی باید باورپذیر باشند؛
سنگر و خاکریز باید رنگ و بوی همان روزها را داشته باشد؛
و عناصر معنوی مانند «یا زهرا(س)»، «یا حسین(ع)»، سربندها، سجاده‌ها، قرآن و پرچم‌ها باید با احترام و اصالت به تصویر کشیده شوند.
نباید دفاع مقدس را فانتزی کنیم.
نسلی که آن روزها را ندیده است، امروز از همین تصاویر، تاریخ را می‌شناسد.
اگر تصویر نادرست به او بدهیم، فردا همان تصویر نادرست را به عنوان واقعیت خواهد شناخت.
اینجاست که موضوع از یک «اشتباه گرافیکی» فراتر می‌رود و تبدیل به یک هشدار فرهنگی و تاریخی می‌شود.
دفاع مقدس را همان‌گونه که بود، روایت کنیم
بیایید به جای ساختن جنگی رؤیایی، همان جنگ واقعی را نشان دهیم.
جنگی که در آن رزمنده کنار خاکریز نماز می‌خواند؛
جنگی که مادران چشم‌انتظار فرزندانشان بودند؛
جنگی که نوجوان و جوان، گاهی با دستانی خالی اما قلبی سرشار از ایمان، راهی جبهه می‌شد؛
جنگی که یک نامه کوتاه از خانه می‌توانست تمام خستگی یک رزمنده را از تنش بیرون کند؛
جنگی که در آن یک تکه نان، یک قمقمه آب، یک سجاده ساده و یک سربند، گاهی تمام دارایی یک رزمنده بود.
این‌ها را فراموش نکنیم.
اصالت دفاع مقدس در همین جزئیات است.
ما نمی‌خواهیم دفاع مقدس را از قاب هنر بیرون بکشیم؛
برعکس، می‌خواهیم هنر در خدمت حقیقت دفاع مقدس قرار بگییردنمی‌گوییم طراحی‌ها زیبا نباشند؛
می‌گوییم زیبایی را به بهای تحریف واقعیت به دست نیاوریم.
نمی‌گوییم از فناوری‌های جدید استفاده نکنید؛
می‌گوییم فناوری را به خدمت روایت درست تاریخ بگیرید.
نمی‌گوییم نسل امروز نباید نگاه تازه‌ای به دفاع مقدس داشته باشد؛
می‌گوییم نگاه تازه نباید واقعیت گذشته را تغییر دهد.
حرف آخر یک راوی
من از نسلی سخن می‌گویم که افتخار داشت بخشی از بهترین و ناب‌ترین سال‌های جوانی خود را در آن روزهای سخت سپری کند؛ نسلی که خاک جبهه را دید، سنگر را شناخت و معنای انتظار، ایثار، رفاقت و شهادت را از نزدیک لمس کرد.
برای همین است که نمی‌توانیم نسبت به نوع روایت امروز بی‌تفاوت باشیم.
دفاع مقدس امانت است.
این امانت را باید به نسل‌های آینده سپرد؛
نه آن‌گونه که دوست داریم باشد،
بلکه آن‌گونه که واقعاً بود.
همان لباس خاکی بسیجی…
همان چفیه و سربند…
همان پرچم‌های «یا زهرا(س)»…
همان سجاده ساده کنار خاکریز…
همان قمقمه…
همان سنگرهای بی‌پیرایه…
همان تخته‌های شکسته‌ای که رویشان با دست، شعاری از امام(ره) می‌نوشتند و به رزمندگان امید می‌دادند…
این سادگی‌ها را حفظ کنیم.
نگذاریم جلوه‌های تبلیغاتی، تصاویر رؤیاگونه و اغراق‌های هنری، چهره واقعی آن روزها را بپوشاند.
نگذاریم روزی برسد که رزمنده‌ای که آن روزها را دیده، به تماشای یک تصویر دفاع مقدسی بنشیند و بگوید:
«این، آن جنگی نیست که ما دیدیم.»
این یک هشدار است؛
یک زنگ خطر فرهنگی؛
و البته یک خواهش از همه کسانی که برای دفاع مقدس قلم می‌زنند، طراحی می‌کنند، فیلم می‌سازند و روایت می‌کنند:
دفاع مقدس را زیباتر از آنچه بود نکنید؛
فقط آن را درست‌تر روایت کنید.
چرا که حقیقت دفاع مقدس، خود به اندازه کافی زیبا، باشکوه و ماندگار است.
نگذاریم اصالت دفاع مقدس، قربانی تحریف، اغراق و روایت‌های رویاگونه شود.
امرالله. یداللهی راوی دفاع مقدس

نظری بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *