مشروعیت شورای اسلامی شهر /به قلم امید نجفی
مقدمه
شورای شهر به عنوان نزدیکترین نهاد مدیریتی به مردم، جایگاهی ویژه در حکمرانی محلی دارد. اعضای این شورا با رأی مستقیم شهروندان انتخاب میشوند و این رأی، امانتی است که باید با رعایت کامل حقوق مردم و کسب رضایت آنان به سرانجام برسد. پرسش اساسی این است که شرط توفیق شورای شهر در انجام وظایف چیست و چه الگویی از حکمرانی میتواند راهگشای این نهاد باشد. با نگاهی به تاریخ اسلام و اندیشههای بنیانگذار جمهوری اسلامی، روشن میشود که توفیق هر نهادی در گرو جلب رضایت مردم و پاسخگویی به آنان است. این نوشتار با استناد به دو الگوی متفاوت از حکمرانی در تاریخ اسلام و دیدگاههای امام خمینی درباره منافع ملی، نشان میدهد که شورای شهر تنها زمانی میتواند به اهداف خود دست یابد که رضایت مردم را سرلوحه کار خود قرار دهد.
در تاریخ اسلام دو الگوی کاملاً متفاوت از حکمرانی وجود دارد که هر کدام پیامی روشن برای مدیران امروز دارند. معاویه در آغاز حکومت خود، رویکردی را برگزید که بر پایه انحصار قدرت و عدم پاسخگویی به مردم استوار بود. او میگفت من نماینده خدایم و فقط به او جواب میدهم، نه به مردم. این نگاه، مشروعیت را از آسمان میگرفت و اراده مردم را نادیده میانگاشت. نتیجه این رویکرد، شکلگیری حکومتی بود که در آن اموال عمومی به جیب شخصی حاکم ریخته میشد، رانتخواری رواج مییافت و شکاف میان حکومت و مردم روز به روز عمیقتر میشد. معاویه حتی خراج و خالصهجات را به اقوام خود میبخشید و دولت اغنیا را شکل میداد. این وضعیت باعث افزایش نارضایتیها و تعمیق شکاف میان حاکمان و مردم شد.
در مقابل این الگو، امیرالمؤمنین علی علیه السلام رویکردی کاملاً متفاوت را در پیش گرفت. ایشان مشروعیت خود را نه از آسمان، بلکه از حمایت و انتخاب مردم میدانست. در نامه معروف به مالک اشتر، آن حضرت صراحتاً میفرماید که در پی رضایت مردم باش که رضایت خدا در رضایت مردم است. این جمله، شاهبیت حکمرانی علوی است و نشان میدهد که هیچ مدیری نمیتواند بدون جلب رضایت مردم، به توفیق حقیقی دست یابد. حضرت علی علیه السلام خطاب به مردم کوفه فرمود من با این لباسها و اموال به شهر شما آمدم و اگر در زمان خروج از حکومت بیش از این داشتم به شما خیانت کردم. این صداقت و شفافیت، نشاندهنده تعهد کامل آن حضرت به مردم و پاسخگویی در برابر آنان است.
اقدامات امیرالمؤمنین برای جلوگیری از فساد حکومت چهار رکن اساسی داشت. نخست شایستهسالاری به جای قوم و خویشگرایی و قبیلهگرایی. دوم شفافیت در حکومت و حق اطلاع عمومی از مسائل حکومت به جز حوزه نظامی. سوم نظارت مردم بر حکومت و نظارت حاکم بر کارگزاران. چهارم مجازات متخلفین بدون استثنا و مصلحتگرایی. این چهار رکن، دقیقاً همان اصولی است که شورای شهر امروز باید سرلوحه کار خود قرار دهد. وقتی اعضای شورا بر پایه شایستگی انتخاب میشوند، وقتی شفافیت در تصمیمگیریها حاکم است، وقتی مردم بر عملکرد شورا نظارت دارند و وقتی تخلف بدون تبعیض پیگیری میشود، آنگاه میتوان به توفیق این نهاد امیدوار بود.
از دیدگاه امام خمینی نیز منافع ملی جامعه در گرو جلب رضایت مردم و حفظ وحدت آنان است. ایشان در وصیتنامه سیاسی الهی خود تأکید میکنند که رمز بقای انقلاب اسلامی، انگیزه الهی و وحدت کلمه مردم است. امام معتقد بودند که حکومت اسلامی با دست توانای ملت متعهد پایهریزی شده و حفظ آن بر همه واجب است. اما این حفظ، تنها زمانی ممکن است که مردم از حکومت خود راضی باشند و آن را متعلق به خود بدانند. امام میفرمایند دولت و مجلس را از خود بدانید و چون محبوبی گرامی از آن نگهداری کنید. این نگاه نشان میدهد که رابطه میان مردم و مسئولان، رابطهای دوطرفه است و هر دو طرف وظایفی در قبال یکدیگر دارند.
امام خمینی همچنین بر ضرورت تشکیل حکومت اسلامی و پاسداری از آن تأکید دارند. ایشان میفرمایند جامعه در هر صورت نیازمند حکومت و تشکیلات حکومتی است و بدون حاکم و امیر، دوام نمیآورد. اما این حکومت باید بر پایه رضایت مردم استوار باشد و منافع آنان را تأمین کند. امام در بخش دیگری از وصیتنامه خود تأکید میکنند که منافع ملی ما اقتضا میکند که از همه امکانات مادی و معنوی برای رشد و شکوفایی جامعه استفاده کنیم. این استفاده، تنها زمانی ممکن است که مردم در تصمیمگیریها نقش داشته باشند و از عملکرد مسئولان رضایت داشته باشند.
شورای شهر نکا نیز از این قاعده مستثنی نیست. اعضای این شورا با رأی مردم انتخاب شدهاند و این رأی، سرمایهای است که باید با کسب رضایت مردم حفظ و تقویت شود.
وقتی شهروندان ببینند که اعضای شورا به وعدههای خود عمل میکنند، وقتی شفافیت در هزینهکرد عوارض حاکم است، وقتی پروژههای عمرانی بر اساس نیاز واقعی مردم اولویتبندی میشود و وقتی صدای آنان در تصمیمگیریها شنیده میشود، آنگاه میتوان به توفیق شورای شهر امیدوار بود. اما اگر اعضای شورا خود را بینیاز از مردم بدانند و رویکردی مشابه معاویه در پیش گیرند، نه تنها به توفیق نخواهند رسید، بلکه سرمایه اجتماعی شهر را نیز فرسوده خواهند کرد.
توفیق شورای شهر در گرو آن است که اعضای آن همواره خود را پاسخگوی مردم بدانند. همانگونه که امیرالمؤمنین در نامه به مالک اشتر میفرمایند، مردم بهترین یاوران حاکم هستند و رضایت آنان، رضایت خدا را به همراه دارد. شورای شهری که به این اصل پایبند باشد، میتواند با پشتوانه مردمی، بر چالشهای شهر غلبه کند و زمینه رشد و شکوفایی را فراهم آورد. اما شورای شهری که از مردم فاصله بگیرد و به نصایح دلسوزانه آنان گوش ندهد، دیر یا زود با بحران مشروعیت مواجه خواهد شد.
نتیجهگیری
تاریخ اسلام و اندیشههای بنیانگذار جمهوری اسلامی به روشنی نشان میدهند که شرط توفیق هر نهاد مدیریتی، جلب رضایت مردم و پاسخگویی به آنان است. شورای شهر نیز از این قاعده مستثنی نیست. اعضای این شورا باید با الهام از سیره علوی، خود را پاسخگوی مردم بدانند و رضایت آنان را سرلوحه کار خود قرار دهند. شفافیت، شایستهسالاری، نظارتپذیری و پاسخگویی، چهار رکنی است که میتواند شورای شهر را به توفیق برساند. وقتی مردم ببینند که رأی آنان محترم شمرده میشود و عوارض پرداختیشان در مسیر درست هزینه میشود، آنگاه با جان و دل از شورای شهر حمایت خواهند کرد و زمینه رشد و شکوفایی شهر فراهم خواهد شد. جامعه ما باید به سمت عدالت علوی حرکت کند و نه به سوی رویکردهایی که مشروعیت را از مردم میگیرند و آن را به آسمان میسپارند. شورای شهر موفق، شورای شهری است که در آن صدای مردم شنیده میشود، رضایت آنان جلب میگردد و منافع شهر در اولویت قرار دارد. این پیامی است که تاریخ و اندیشه دینی ما با صدای بلند به گوش همه مسئولان میرسا
امیدنجفی


