دلنوشته ای از بلندای کوههای مهگرفته و سبز
دودانگهی ساری خطاب به ریگزارهای داغ و نخلهای سوخته اما استوار میناب و تمامی سنگرهای علم که در «جنگ رمضان» به معراج رفتند.
📩 نامهای از قللِ البرز به ساحلِ خلیج؛
««همنوایی جنگل و دریا»»
بسم ربّ الشهداء و الصدیقین
دوستان غریب و قهرمانم در مدرسهی «شجره طیبه» میناب…
همکلاسیهای آسمانی و معلمان صبورم در جبهه یِ دانایی…
سلام ما را از خنکای کوهستانهای دودانگه بپذیرید؛ سلامی که بوی شالیزار میدهد و طعمِ دلتنگی. خبر که رسید، انگار مهِ غلیظِ جبالِ ما، تمامِ قلبمان را گرفت. شنیدیم که نیمکتهایتان در جنوب، زیر هجوم ناجوانمردانه یِ آهن و آتش شیاطین، به خون خضاب شد. شنیدیم که در روزهای تشنهکامیِ رمضان، افطارتان را نه در کنار سفرههایِ خانگی، که در ضیافت ملکوتیِ پروردگار، سرخ و خونین گشودید.
❌برادران و خواهرانم در میناب!❌
فاصلهیِ میان ریههایِ سبزِ مازندران تا نخلستانهایِ صبورِ هرمزگان، با کیلومترها سنجیده نمیشود؛ ما امروز با رشتهکوهِ غیرت به هم متصلایم. اگر قلمهای شما در دستهایتان لرزید و بر زمین افتاد، ما اینجا در مدارس ِ منطقهمان، آن قلمها را برمیداریم. اگر کتابهایتان سوخت، ما واژه واژهیِ درسهایتان را رویِ دیوارهایِ تاریخ با مرکّب پایداری خواهیم نوشت.
ای شهیدانِ کوچکِ راهِ وطن!
شما ثابت کردید که «مدرسه» نه فقط جایِ الفبا، که اولین سنگرِ دفاع از ناموس و خاک است. معلمانِ شهیدِ شما، بزرگترین درسِ دنیا را دادند؛ درسِ «ایستادگی در عین مظلومیت». آنها به ما آموختند که سیاهیِ تختهسیاه، زیباتر از سپیدیِ کاخهایِ ستمگران است.
ما دانشآموزان و فرهنگیان دودانگه، در سرمایِ کوهستان، به یادِ گرمایِ خونِ شما دلگرمایم. عهد میبندیم که سنگرِ علم را خالی نگذاریم و با هر لبخندِ پیروزی بر کتابهایمان، داغی تازه بر دلِ صهیون و آمریکا بگذاریم.
صندلیهای خالی شما در کلاس درس، برای ما نشانهی بزرگمردی است. کلاس درس شما تعطیل نشده، بلکه جهانی شده است. ما معلمانی را که با گچ سرخِ شهادت، مشقِ عشق کردند و دانشآموزانی را که کیفهایشان پر از کتابِ غیرت بود، هرگز فراموش نخواهیم کرد.
دستانِ لرزان اما مصممِ ما در آغوش دستان صبورِ شماست.
🌹ما با هم، ایرانیم…🌹
🌹ما با هم، منتقم خون لاله های رمضانیم.🌹
✍️ از طرف دانشآموزان و فرهنگیان منطقه یِ دودانگه- ساری
**تقدیم به یادگاران مدرسهی شجره طیبه میناب و شهدای جاوید علم







