دکتر رحمتی /گواهینامهای که مسئلهاش موتورسوا ی نیست
نگاهی انتقادی به پروژه «موتورسوارسازی بانوان» از منظر قرآن، سنت و عقل اجتماعی
در روزگاری که جامعه اسلامی ایران با زخمهای عمیق اقتصادی، فرهنگی و امنیتی دستوپنجه نرم میکند؛ در زمانی که خانوادههای شهدا هنوز بار سنگین مظلومیت و وفاداری به آرمانها را بر دوش میکشند؛ ناگهان یکی از پررنگترین پروژههای تبلیغاتی برخی نهادها، صدور گواهینامه موتورسواری برای بانوان میشود.
مسئله اما نه موتور است و نه گواهینامه؛ مسئله جهتدهی آرام اما پیوسته به تغییر هویت زن مسلمان در فضای عمومی است.
مسئله واقعی چیست؟
اگر موضوع صرفاً «رفع یک منع قانونی» بود، نه این حجم از تبلیغ لازم داشت، نه این میزان برجستهسازی رسانهای. آنچه امروز شاهد آن هستیم، تبدیل یک امر حاشیهای به نماد پیشرفت، مطالبهگری و حتی عدالتخواهی است. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مکث کرد و پرسید:
چه نیازی از جامعه زنان مؤمن ایران با این تصمیم پاسخ داده میشود؟
و چرا درست اکنون؟
نگاه قرآن؛ فراتر از حلال و حرام صوری
قرآن کریم وقتی از زن سخن میگوید، تنها به «جواز» اکتفا نمیکند؛ بلکه از جهت، اثر و پیام اجتماعی رفتار سخن میگوید:
«وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَىٰ»
(احزاب، ۳۳)
تبرّج در منطق قرآن، صرف بیحجابی نیست؛ هر نوع خودنمایی اجتماعی که زن را از جایگاه وقار به جایگاه نمایش سوق دهد، ذیل همین مفهوم قرار میگیرد.
سؤال اساسی این است:
آیا موتورسواری بانوان ـ آن هم نه در شرایط خاص، بلکه بهعنوان یک «پروژه عمومی و تبلیغشده» ـ در بافت فرهنگی فعلی جامعه، واقعاً خنثی و بیاثر است؟ یا خواهناخواه به بازتعریف حضور زن در خیابان میانجامد؟
سنت اهلبیت؛ نگاه حکیمانه، نه هیجانی
در سیره معصومین علیهمالسلام، زن همواره دارای حضور اجتماعی هدفمند، محترمانه و غیرتحریکآمیز است.
هیچگاه اهلبیت، زن را ابزار «پیامرسانی فرهنگی» برای نمایش تغییرات اجتماعی نکردند. حتی آنجا که حضور زن لازم بوده (مانند نقش حضرت زینب سلاماللهعلیها)، این حضور در اوج عفاف، حکمت و ضرورت تاریخی بوده، نه برای تثبیت یک سبک زندگی جدید.
امام علی علیهالسلام هشدار میدهند:
«صِیانَةُ الْمَرْأَةِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا»
حفظ کرامت زن، آرامشآورترین حالت برای جامعه است.
آیا واقعاً آرامش جامعه امروز ما در گرو این تصمیم است؟
فقه شیعه؛ هشدار درباره «مفسده»، نه صرف جواز
بسیاری از فقهای شیعه تصریح کردهاند که اعمال اجتماعی اگرچه فینفسه حرام نباشند، اما اگر موجب مفسده، جلب توجه نامحرم یا تضعیف ارزشهای عمومی شوند، محل اشکالاند.
فقه شیعه، فقه «شرایط» است، نه فقه انتزاعیِ بریده از واقعیت جامعه.
آنچه امروز رخ میدهد، نه یک انتخاب شخصی در خلوت، بلکه تبدیل یک رفتار خاص به الگوی عمومی و نماد سیاستگذاری فرهنگی است؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که فقه، سکوت نمیکند.
نیت پنهان؛ مسئلهای که نمیتوان نادیده گرفت
تبلیغ گسترده این طرح، آن هم با ادبیاتی شبیه پروژههای فمینیستی غربی، نشان میدهد که هدف صرفاً «تسهیل زندگی» نیست؛ بلکه جابجایی آرام خطوط قرمز فرهنگی است.
امروز موتورسواری، فردا چه؟
وقتی جامعه عادت داده شود که هر مطالبهای با فشار رسانهای و هیجان اجتماعی قابل تحقق است، دیگر چه چیزی «خط قرمز» خواهد ماند؟
دلنگرانی خانوادههای شهدا
خانواده شهدا بیش از همه میفهمند که این انقلاب برای چه بود.
دختر شهید، همسر شهید و مادر شهید، زنانی هستند که با عفاف و وقارشان پیام انقلاب را زنده نگه داشتند؛ نه با دیدهشدن در خیابان، بلکه با دیدهنشدن برای نامحرم.
وقتی سیاستگذاریها به سمتی میرود که این الگوها به حاشیه رانده شوند، طبیعی است که دلها بلرزد.
جمعبندی
این نوشتار نه دشمن زن است، نه منکر توانمندیهای او؛ بلکه مدافع کرامت زن در چارچوب حکمت اسلامی است.
مسئله موتورسواری نیست؛ مسئله این است که آیا میخواهیم زن مسلمان ایرانی را از محور خانواده و معنویت، به محور خیابان و نمایش اجتماعی سوق دهیم یا نه.
در این برهه حساس، بهجای پروژهسازیهای پرهزینه و مسئلهساز، انتظار میرود مسئولان:
اولویتهای واقعی زنان مؤمن را بشنوند؛
به هشدار علما و دلسوزان فرهنگ توجه کنند؛
و بدانند که هر تصمیم نمادین، اثر تمدنی دارد.
این انقلاب، با خون شهدا حفظ شده است؛
نه با آزمونوخطاهای فرهنگی.












