جمهوری اسلامی درآینده به قلم : احمد خیرخواه

خلاصه خبر : جمهوری اسلامی جمهوری ارزش هاست، حرف اول وآخر دراین نظام تنها حرف خداست، دراین نظام حرف من و حرف تو و حرف او وجود ندارد.

نظام جمهوری اسلامی از چهل زمستان گذشت و قامت چهل بهاررا درآغوش کشید.
چهل سالگی نظام جمهوری اسلامی، نقطه عطفی برای کشور و نظام و مردم و سیاستمداران است.
عدد چهل در جهان بینی توحیدی، عدد میقات و میثاق و نشانه بلوغ و نبوغ است، چنانکه میقات حضرت موسی (ع) به چهل شب اتمام یافت ومعراج حضرت محمد (ص) در چهل سالگی آغاز شد.
اینک مسئولان وشهروندان نظام که خون شرف درجانشان جاریست بایستی تاریخ چهل ساله نظام را با دقت ودرایت بنگرند، چراکه تاریخ آموزگاری دانا و با تجربه است و فلسفه آن تحصیل عبرت و شناخت مصلحت است.
مصلحت نظام جمهوری اسلامی مرزهمه مصلحت هاست .
مصلحت نظام ، مصلحت کشور و مصلحت مردم، مصلحت هایی همسو وهم افزا هستند.
شناخت و رعایت مصلحت نظام رمز شکوفایی و شکوهمندی، و اقتدار واستواری آنست.
جمهوری اسلامی جمهوری ارزش هاست، حرف اول وآخر دراین نظام تنها حرف خداست، دراین نظام حرف من و حرف تو و حرف او وجود ندارد.
درنظام جمهوری اسلامی بالاترین ارزش ها ارزشهای توحیدیست وهمه همت ها وهزینه ها برای حصول و حفظ این ارزش هاست، ارزش های توحیدی ارزش های بایسته و شایسته ای هستند که خداوند متعال در قرآن کریم از آنها سخن گفته است و پیامبران و امامان و اولیای الهی و مومنان به آن آراسته اند.
جمهوری اسلامی نظامی مبتنی بر خرد و فطرت و فضیلت است.
خرد ورزی و فطرت گرایی و فضیلت محوری شاخصه های اساسی این نظام الهی است .
درست به خاطر این شاخصه ها است که بنیانگذار فرزانه این نظام فرمود : « حفظ این نظام از اوجب واجبات است » .
در نظام جمهوری اسلامی هیچ شهروندی غریب نیست ، همه شهروندان از جام عدالت می نوشند و جمله ایرانیان جامه جمیل دانایی و فضیلت می پوشند .
جمهوری اسلامی نظام توحید و تکبیر و تمدیح و تسبیح پرودگار متعال است.
جمهوری اسلامی پرچم شرف ملت ایران است .
ماهیت جمهوری اسلامی ماهیتی همسو با توحید ابراهیم و اخلاق حضرت محمد و عدالت حضرت علی (ع) است.
اکنون بعد از گذشت چهار دهه از انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی و پس از فراز و فرود های گوناگون و حصول تجربه های متعدد لازم است در جهت مانایی و پویایی این نظام به برخی ازبایسته های اصلی توجه جدی داشته باشیم، یعنی سیاست هایی که هم در متن انقلاب و هم در قانون اساسی به آنها تاکید و توصیه شده است.
در این مقطع حساس و تاریخی که سرنوشت کشور و مردم و نظام رقم می خورد لازم
است فضای جامعه را برای همه کسانی که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند اما سیاست ها و برنامه هایی متفاوت دارند، باز بگذاریم و از باز بودن فضای سیاست نهراسیم ، زیرا رمز بقای جمهوری اسلامی آزادی است.
آزادی و قانون برادران همزادند، آزادی و قانون مانند دو واژه مترادف هستند، یعنی آزادی و قانون مانند دو نام برای یک حقیقت هستند، آزادی فقط با قانون زنده است، چنانکه قانون فقط با آزادی زنده است ، کسانی که از آزادی گریزان هستند از قانون می هراسند، مخالفان آزادی مخالفان قانون هستند و آنهایی که قانون را قبول ندارند ، آنارشیست و هرج و مرج طلبند هرچند خود ندانند.
خداوند آفریدگار آزادی و قانون است و مشروعیت قانون و آزادی با امضای خداوند است.
کسانی که آزادی و قانون را دو مقوله متضاد و متزاحم می دانند، درک درستی از هیچکدام ندارند .
آنانی که از آزادی برداشت های کودکانه ای مانند بی حجابی بانوان را در ذهن دارند، مانند محجورانی هستند که محتاج قیم هستند !
بدیهی است که معنا و مراد از آزادی در منطق ما همان است که از دیر باز تاکنون در منطق آزادی خواهان بزرگ این سرزمین، بوده است، شخصیت هایی از قبیل: « سید جمال الدین اسد آبادی و میرزای شیرازی و میرزای نایینی و میرزا محمدکاظم خراسانی و شیخ محمد خیابانی و شیخ فضل الله نوری و سید حسن مدرس و سیدمحمود کاشانی و دکتر محمد مصدق و سید محمود طالقانی و رهبر و بنیانگذار نظام اسلامی امام خمینی و شیخ مرتضی مطهری و امام موسی صدر و امام محمد باقر صدرو شیخ حسینعلی منتظری و مهندس مهدی بازرگان و شهید دکتر بهشتی و علی اکبر هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری آقای سید علی خامنه ای و سید محمد خاتمی و …».
در جامعه ای که آزادی و قانون حکمفرما باشد پرچم عدالت دراهتزاز است، در چنین جامعه ای فساد و ستم عرض اندام نمی کند .
در جامعه ای که آزادی و قانون باشد، ارزش ها و فضیلت ها رونق و رواج می یابند و دانایی گرامی و دانایان عزیزند و هنر فاخر و هنرمندان مایه افتخارند.
در جامعه ای که آزادی و قانون باشد بانک ها ربا نمیخورند و دولتمردان و کارگزاران اختلاس نمی کنند و کارمندان رشوه نمیگیرند و مدیران حقوق نجومی دریافت نمی کنند و اقتصاد فاسد نمی شود و مردم و سازمان های دولتی وغیردولتی به قاچاق کالاها روی نمی آورند و دکل های نفتی گم نمی شود و خاک های حاصلخیز به اجانب فروخته نمی شود و کشورهای همسایه منابع مشترک را غارت نمی کنند .
در جامعه ای که آزادی و قانون باشد آمار بیکاران فزاینده و فلج کننده نیست.
در جامعه ای که آزادی و قانون باشد آمار طلاق حیرت انگیز نیست.
در جامعه ای که آزادی و قانون باشد اختلافات اجتماعی اندک است در نتیجه آمار جرائم و پرونده های دادگستری گسترده نیست.
در جامعه ای که آزادی و قانون حکم فرما باشد مردم شاداب و با نشاط هستند، در چنین جامعه ای مولفه های امنیت فراوان می شود.
در جامعه ای که آزادی و قانون باشد، ابرها سخاوت دارند و رود ها جاریست و دشت ها سرسبزند و کشاورزان ترانه توحیدی می سرایند و کارگران غزل شادی میخوانند!
ما می توانیم از آزادی و قانون احوال جوی نشاط و شادابی مردم باشیم .
همه انسان ها ذاتا نیازمند شادابی و نشاط هستند، بنا براین همه ذاتا خواهان آن هستند.
تنها در ساحت نشاط و شادابی است که همه استعداد ها شکوفا و شکوهمند می شود .
ملت های با نشاط می توانند، دانشمندان بزرگ و سیاستمداران نام آور و نویسندگان فاخر و طبیبان حاذق وادیبان برجسته و صنعتگران توانمند و مخترعان نو آورو مکتشفان کاوش گر و دانشگاهیان پیشتاز و حوزیان مصلح ، تقدیم بشریت نمایند .
می دانیم مجاهدانی که در راه خدا جهاد می کنند قهرمانانی با نشاط هستند اما کسانی که دارای نشاط نباشند نمی توانند لباس جهاد برتن بپوشند.
نیز نمازگزارنی که در صف های میلیونی برای بندگی خدا به صف می ایستند ، انسان هایی با نشاط هستند.
می توان گفت : تمام خواسته های ارجمند انسان به وسیله نشاط دست یافتنی است.
اما بدون نشاط هیچ شاخه ای بر وهیچ خوشه ای بار نمیدهد.
در جهان سیاست هیچ نشاطی بدون آزادی و قانون تصور درستی ندارد.
ما ادعا نمی کنیم که نشاط علت تامه وصول به اهداف و آرزوهاست، اما نادیده گرفتن جایگاه مهم آن را حکیمانه نمی دانیم .
هرگاه شالوده و شاکله یک جامعه بر اساس آزادی و قانون نباشد، آن جامعه بازار داد و ستد کالاهای ابتذال خواهد شد .
وقتی شما گوهری را ازگوهر فروش می خرید ، آن گوهر یا اصلی است یا بدلی ، گوهر اصلی گوهر ناب است و گوهر بدلی گوهر مبتذل !
وقتی که آزادی و قانون در جامعه حکم فرما نباشد، گوهرهای مبتذل جای گوهرهای اصلی را می گیرند.
از امام خمینی (ره) آموختیم که حکمت تاسیس جمهوری اسلامی این بود که سره ها از نا سره ها شناخته شوند وهرچیز مبتذل و بدلی از اصلی و حقیقی بازشناسی شود.
تعجب نکنیم در جهانی زیست می کنیم که در برابر هر چیز اصلی چیزی بدلی و مبتذل نیز وجود دارد ، مگر نه اینست که هنوز میلیاردها انسان نان خدای حقیقی را می خورند اما خدایان بدلی و مبتذل را پرستش می کنند ؟ در چنین وضعیتی هم عبادت و هم معبود بدلی است ، محال است کسی بتواند خدایان بدلی را عبادت حقیقی نماید ، به همین روی کلمه توحید «لا اله الا الله» را اینگونه معنا می کنیم : « هیچ معبودی (حقیقی) جز معبود یکتا وجود ندارد ».
امام خمینی ( ره) به ما آموخت که حتی اسلام نیز دو گونه است : اسلام ناب محمدی و اسلام مبتذل آمریکایی .
امام خمینی (ره) بنیانگذارنظام مردمسالاری دینی است، این نظام ظرفیتی دارد که براساس آن مردم را ولی نعمت همه مدیران و زمامداران می داند، و میزان و معیار در تصدی همه مسئولیت ها را رای ملت می داند، هم در قانون اساسی تصریح شده است که رهبر در حقوق عامه با همه آحاد مردم مساوی و برابر است .
اکنون که باور داریم که حفظ نظام واجب ترین فریضه است، لاجرم باید به همه الزامات این فریضه الهی تن در دهیم، برخی از اولویت های لازم در این ساز و کار عبارتند از:
۱. پرهیز جدی از هرگونه دامن زدن به فضای دو قطبی و چند قطبی در جامعه و پرهیز از هرگونه تفرقه و اینکه نیروهای داخل نظام و مرتبط با آن را غیر خودی بخوانیم ، چرا که این به منزله سوق دادن فرزندان این سرزمین به جبهه دشمنان است .
۲. پرهیز از تعابیر ناهنجار و ناخوشایند و غلط و غیر اخلاقی در باره نیروهای متعهد به نظام ، از قبیل انتساب آنها به نفاق و لیبرالیسم و سازشکاری و …

۳. عفو و بخشش و تفاهم و مهربانی نسبت به همه کسانی که مطمئن هستیم اشتباه کردند و یا حتی علم داریم که مرتکب جنایت شدند.

بسا ممکن است که گناه کسانی که هیچگاه نمی بخشند از گناه آنهایی که گاهی مرتکب جرمی شدند بیشتر باشد!

۴. ایجاد اعتماد ملی نسبت به نظام و مدیران و زمامداران در اسرع وقت.

۵. توسعه و بسط و قدرت بخشیدن به احزاب و نهاد های مدنی و سیاسی .

۶. انتقال مسئولیت نظارت بر انتخابات از شورای نگهبان به ارگانی بی طرف دیگر زیرا شورای نگهبان منطقا بی طرف نیست به همین خاطر موجب سلب اعتماد ملی است.

۷.ایجاد هرگونه تغییر درسیستم که لازمه مانایی و پایایی نظام و اعتماد ملی است.

۸. باید بطورجد و بی مجامله و شرافتمندانه به مردم بگوییم که مخالفان ما مخالفان سیاسی ما هستند نه مخالفان دین و مخالفان کشور و مخالفان نظام اسلامی، در نتیجه باید همه شخصیت های این سرزمین در همه سطوح مسئولیت ها حضوری موثر داشته باشند، تا هیچ حزب یا صنفی متهم به تمامیت خواهی نباشد، بنا بر این باید ساخت وبافت فعلی در بسیاری از ارکان نظام از قبیل مجلس خبرگان و شورای نگهبان و قوه قضاییه و نمازجمعه و … تغییر جدی کند تا همه اشخاص و همه اصناف و همه احزاب و همه اقوام و پیروان همه مذاهب حق حضور موثر در تعیین سرنوشت این کشور و مردم را داشته باشند .
۹. آنچه می تواند مایه سعادت و رستگاری این ملت و بقای نظام باشد، وحدت و همدلی و اتحاد همه اقشار ملت اعم از مسئولین و شهروندان است.
۱۰ . تغییر اساسی در سیاست خارجی و روابط با کشورها و ملت ها.
تردیدی نیست که دنیا جولانگاه قدرت ها و ابر قدرت های جنایتکار و خون آشام و عرصه تجاوزات رژیم های اشغالگر و کودک کش و میدان حکومت های قلدر و قبیله ای است ، اما با وجود این ما باید بدرستی تامل کنیم چه مسئولیتی در قبال مظلومان جهان داریم و چه مسئولیت هایی در قبال ملت خود، متاسفانه سیاست های مسئولان در این خصوص رضایت بخش نبوده و نیست. مسئولان و مدیران ما می دانند که ما کشوری هستیم دارای فرهنگ و تمدنی دیرینه و دارای نظامی عظیم و گسترده ایم و نیز ما دارای ملتی بیش از هشتاد میلیون نفریم ، بنا براین برای ما زیبنده نیست که مانند چریک های جنگل و کوهستان با ملت ها و دولت ها سخن بگوییم وبه هر سان که خواستیم با ملت ها و دولت ها تعامل نماییم، آنگونه که پرچم کشوری را در صحن مجلس به آتش بکشیم ! فراموش نکنیم که دشمنان ما اینگونه رفتارها بیشترمی پسندند تا دلائلی برای سیاست های خصمانه خود علیه ملت و نظام ما داشته باشند!
بنا براین باید سیاست های سخت افزاری با جهان را به منش های نرم افزاری تغییر بدهیم .
۱۱ . همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند ما نبایستی به کشورهای بیگانه اعتماد کنیم، زیرا آنان ذاتا قابل اعتماد نیستد، معنای سخن ایشان این است که ما در برابرآنها هوشمندانه رفتار کنیم وهیچگاه در روابط با آنها منافع ملت خود را فدای منافع آنان نکنیم .

۱۲. اعتماد به ملت، اعتماد به ملت، اعتماد به ملت را فراموش نکنیم.

سخن آخر آنکه خدای متعال در آیه ۵۸ سوره مبارک نساء می فرماید : ﴿ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا ﴾ – خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبانشان بسپارید – .
از امام (ره) و مقام معظم رهبری که خود را خدمت گذار و نوکرمردم خواندند، می آموزیم که زمامداران امین های مردم هستند و مردم صاحبان حقیقی قدرت و حکومت می باشند، در نتیجه مدیران و زمامداران می باید تنها در جهت منافع مردم سیاست ورزی کنند.
آرزوی صلاح و سداد کشور و ملت و نظام . ۲۱ / ۱۱ / ۱۳۹۷ احمد خیرخواه

دیدگاه های این مطلب

1 نفر دیدگاه خود را در مورد این خبر بیان کردند. شما نفر بعدی باشید

  1. به نام خدا
    درود بر حضرت آقای خیرخواه
    بارک الله فیک یا حبیبی
    بسیار جامع و عالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *