دومین سالگرد شهید مدافع حرم شهید سالخورده گرامی باد

درست در همین ایام بود که خبری منتشر شد مبنی بر اینکه “شهید “محمدتقی سالخورده” از اهالی روستای شهاب الدین شهرستان نکا به‌عنوان هفدهمین شهید مدافع حرم به کاروان شهدای مدافع حرم استان مازندران پیوست.
شهید محمدتقی سالخورده از پاسداران لشکر عملیاتی ۲۵ کربلا بود که در دومین اعزام خود به سوریه، در منطقه جنوب حلب به درجه رفیع شهادت رسید؛ «زینب» تنها یادگار دو ساله این شهید ۲۹ ساله است.
زندگی نامه شهید محمدتقی سالخورده ، دومین شهید مدافع حرم شهرستان نکا

نام و نام خانوادگی: محمد تقی سالخورده
تاریخ تولد: ۱۳۶۵/۱۰/۰۱
تاریخ شهادت: ۱۳۹۵/۰۱/۲۱
محل شهادت / نام عملیات: خان طومان /حلب/سوریه
استان / شهرستان / شهر ، روستا: مازندران/نکا/ شهاب الدین
نام گلزار / قطعه ، ردیف ، شماره: گلزار شهدای شهاب الدین

تولد [سن هنگام شهادت ۲۹ سال و ۳ ماه]

شهید محمدتقی سالخورده (۱۳۶۵_۱۳۹۵) متولد روستای زیبای شهاب الدین شهرستان شهید پرور نکا استان مازندران است. محمد تقی سالخورده در خانواده‌ای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه ‌السلام متولد شد ، مادرش فرخ اسماعیلی و پدرش غلامرضا نام داشت.

تحصیلات ؛ خانواده و ازدواج [لیسانس نظامی][متاهل _ یک دختر]

محمدتقی سالخورده در سايه محبت هاي پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکي را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت ، محمد تقی در فروردین/۱۳۸۵ وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد و تحصیلاتش را در مقطع لیسانس نظامی از دانشگاه امام حسین با موفقیت پایان رسانید .شهید بزرگوار در مهر ماه سال ۱۳۹۰ ازدواج نمود (نام همسر سیده نرگس قاسمی) و از ایشان یک دختر (زینب . متولد ۱۳۹۳/۰۵/۱۶) به یادگار ماند. محمد تقی فرزند ششم خانواده بود و دو برادر [حمید ؛ جواد] سه خواهر [محبوبه ؛ نرگس ؛ حمیده] دارد.

شهادت [پاسدار_لشکر۲۵کربلا_سوریه]

محمدتقی سالخورده عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود و در یگان ویژه صابرین در لشکر۲۵کربلا به اسلام خدمت می کرد ایشان به عنوان مستشار در تاریخ ۱۳۹۴/۰۷/۱۹ به کشور سوریه اعزام شد و به مدت ۵۶ روز در ماموریت بود و در ۱۳۹۵/۰۱/۱۴ برای دومین بار به کشور سوریه اعزام شد و در ۱۳۹۵/۰۱/۲۱ در شهرک خان طومان استان حلب شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت .این شهید بزرگوار دومین شهید مدافع حرم شهرستان نکا و هفدهمین شهید مدافع حرم استان مازندران هستند. پس از تشییع و در زادگاهش شهاب الدین دفن شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

فرازهایی از وصیتنامه شهید محمدتقی سالخورده

خیلی دوست دارم شهید بشم ولی نمیدونم باید چیکار کنم..نمیدونم دیگه چه جوری از خدا بخوام..ان شاءالله که عاقبتم شهادت باشه..اگر هم طور دیگه ای از دنیا رفتم امیدوارم دوستان شهیدم دست منو بگیرن..

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت پدر و مادر عزیزم،قبل از اینکه بخوانید میخواهم ناراحتی و غم را از چهره ی خود بیرون کنید.خواندن این مطالب باید با چهره ی خندان باشد. خود را ناراحت نکنید..می دانید که کسی در این دنیا نمی ماند.یکی از دیگری زودتر..دلم میخواهد در این رابطه گریه نکنید باید خوشحال باشید. هر چه برای شما عزیز باشم از علی اکبر امام حسین(ع) که عزیزتر نیستم.

محبت را نسبت به همدیگر فراموش نکنید.کینه و چشم و هم چشمی میان شما تفرقه و جدایی نیندازد. رفت و آمدهایتان را زیادتر و البته صمیمی تر کنید.خوبی کنید به یکدیگر مثل دوران بچگی هایتان و با هم مثل آن دوران مهربان باشید. تجملات زندگی شما را از هم دور نکند.درباره دیگران میان خود حرف نزنید. امیدوارم زیر سایه الطاف الهی و در پناه ولایت حضرت بقیة الله و رهبری آیت الله خامنه ای موفق و مؤید باشید.

برای همدیگر برادر و خواهر خوبی باشید و گذشت زمان شما را از هم جدا نکند. نگذارید مشغله های زندگی باعث جدایی شما شود. سعی کنید همین مهربانی و سادگی را نسبت به هم داشته باشید و در آینده هم همینطور باشید.

خواهشا ما را در دعاهای خیرتان فراموش نکنید.

از این فرصت که خدا در اختیارتان قرار داده به خوبی استفاده کنید.

ما سالهاست که در راه خدا برای مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش و اهل بیت به سر و سینه می زنیم و عزاداری کردیم.آیا ما فقط تا حدّ عزاداری و سینه زنی شیعه اهل بیت هستیم؟ اگر مرحله آزمایش ما سخت تر شود آیا قبول می شویم یا از صراط مستقیم خارج می شویم؟ برای من این آزمایش هم یک مرحله جلوتر بود.که گفته شد آیا تو که این همه برای امام حسین و اهل بیت عزاداری کردی،تو که این همه ادّعا داشتی ،تو که این همه می گفتی کاش ما هم در کربلا بودیم،تو که این همه می گفتی ما شیعه علی بن ابیطالب هستیم،تو که این همه برای مأموریت های سخت آموزش دیدی،تو که این همه تمرین کردی آیا به مرحله عمل رسیدی عمل میکنی یا جا می زنی؟

بین حرف و عمل خیلی فاصله است.باید عمل کرد.. حالا که ما این راه را انتخاب کردیم،ان شاءالله که قبول می شویم. از پدرومادر عزیزم می خواهم که صبر داشته باشند و خدارو شکر کنید و ناشکری نکنید. مرگ هر لحظه در کمین ماست.اولین نفری نیستم که می میرم و آخرین نفر هم نیستم..

در میان ما انسان هایی وجود دارند که فقط نیمه ی خالی لیوان را نگاه می کنند حتی اگر لیوان پُر هم باشد از پُر بودن لیوان ایراد می گیرند. اختلاف عقیده و سلیقه در همه جا وجود دارد ولی این جور نیست که باعث جدایی،حتی جدایی خانواده ها شود. در بحث های سیاسی کشور اختلاف نظر وجود دارد ولی نباید این جوری برداشت شود که باعث از بین رفتن ما می شود.

ما به جای اینکه اعمال مرحله خودمان را درست انجام بدهیم،داریم از دیگران انتقاد می کنیم.در گوشه و کنار شنیده میشد که این شهدا کشته ی بازی های سیاسی بزرگان شده اند.این حرف ها را نزنید. هر کسی که جان خود را مخلصانه در کف دست خود می گیرد بدانید که برای بازی سیاسی بزرگان نیست.ارزش الهی دارد. نگویید ندانسته کار می کنند..نگویید نمی دانند که دارند چه کار می کنند..نگویید با ندانم کاری جان خود را از دست داد..نگویید فریب خورد..

ایشان امام زمان نیست..رهبر جامعه ایست که به لطف خدا پادگان امام زمان عج خواهد بود ان شاءالله.. گوشتان به زبان رهبر باشد که گوش ایشان به دهان آقا امام زمان عج است. میدانم که دلتان میخواست که جوابم را با حرف ها و منطق هایی که در گوش شما پُر کرده اند،بدهید.ولی به درد خودتان میخورد.

ان شاءالله که خداوند مرگم را شهادت در راه خودش قرار بدهد. سالهاست که تنها آرزویم شهادت در راه خداست.و سالهاست که در هر نمازی که میخوانم اجابت این آرزو را از خدا میخواهم..سعی کردم تمام کارهایم را با محوریت این آرزو انجام بدهم. در کارهایم سعی میکنم این آرزو را در ذهن خودم فراموش نکنم تا ان شاءالله به لطف خدا روزی من شهادت در راه خدا شود. از خدا عاجزانه درخواست شهادت خودم و دوستانم را دارم و ان شاءالله که به یاری خودش و تلاش خودمان شهید بشویم.ان شاءالله…

«زینب» زینب هم نام زیبایی است که بعد از «سیده نرگس» به شناسنامه من اضافه شد. «زینب سالخورده» وقتی اسم زینب را صدا میزنم یک آرامشی می گیرم و با خودم می گویم اسم دخترم زینب است؟ یا یکی از من می پرسد بچه ات چیست؟دختر است یا پسر؟با صدای خوبی می گویم زینب..

ان شاءالله که زینب هم از اسم خودش راضی باشد.

ان شاءالله که حضرت زینب س هم،هم از ما و هم از زینب راضی باشد.

ان شاءالله که حضرت زینب س از اینکه اسم دخترم زینب است خوشحال باشد.

زینب جان ؛ امیدوارم در زندگیت به فکر آخرت هم باشی.یعنی هم زندگی کنی برای این دنیا و هم زندگی کنی برای آخرت.. اطرافیان(دوستان،جامعه و…)تأثیر زیادی بر روش زندگی و حالات اخلاق و رفتار آدم می گذارند.سعی کن تأثیر منفی نگیری.سعی کن آدم خوبی باشی و تأثیر مثبت بر دیگران بگذاری. نگو چون فلانی دارد این جوری رفتار می کند یا این جوری لباس می پوشد من هم بپوشم و ..تو خوب باش تو حجاب داشته باش بگذار دیگران از تو تأثیر بگیرند..بگذار دیگران مثل تو باشند.

شهید محمد تقی سالخورده متولد سال ۶۶ از پاسداران لشکر عملیاتی ۲۵ کربلای استان مازنداران بود که فروردین ماه ۱۳۹۵ در دومین اعزام خود به سوریه و در دفاع از حرم حضرت زینب کبری (س) و نبرد با تروریست های تکفیری داعش در منطقه عملیاتی حلب سوریه به جمع شهدای مدافع حرم پیوست.

تصویر زیر محل شهادت شهید سالخورده را نشان می دهد که وی آخرین نماز خود را در این مکان بر‌ روی‌کارتن اقامه کرد و پس از اصابت ترکش به فیض شهادت نائل آمد.

شهید سالخورده دومین شهید مدافع حرم شهرستان نکا است و «زینب» تنها یادگار دو ساله این شهید است.

یاد و نامش زنده باد و راهش پر رهرو

دیدگاه های این مطلب

2 نفر دیدگاه خود را در مورد این خبر بیان کردند. شما نفر بعدی باشید

  1. روحش شاد.

  2. با سلام روحش شاد و یادش گرامی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *